تبليغاتX
حرفهای دلم


حرفهای دلم

سلام واقعا بي اينترنتي بد درديه! حدود 4 روزي ميشه اومدم ايران سر اينكه بيرونمون كردن از خوابگاه چون عيد فطر بود و ده روز تعطيل! شهر خودمون نرفتيم ولي چون حال و حوصله ي رو در رو شدن با تعدادي از آشنايان محترم، اظهار نظرها و دخالت هاي بيجاشون رو نداشتيم!;-) پنجشنبه هم اگه خدا بخواد برمي گردم ! هفته ي ديگه كلي امتحان دارم اونم فقط زحمت آوردن جزوه هامو كشيدم وگرنه كي اينجا درس مي خونه؟؟;-) خلاصه از كليه ي دوستان وبلاگ نويس پوذش ميطلبم ، به محض اينكه اينترنت دار شدم قول مي دم به همه سر بزنم! خلاصه پدرمان درآمد همي ،چون دارم با موبايلم تايپ مي كنم! عيد فطر همگي مبارك! باي:-*
نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 21:4 توسط آریستا| |

سلام

فقط اومدم بگم زنده ام هنوز و زیر سایه ی دانشگاه عحمان داریم پله های ترقی رو طی می کنیم!

هرچند اون چیزی که می خواستم یعنی دندانپزشکی نشد ولی باز همه ی تلاشم رو می کنم که از دارو سازی انتقال رشته بدم ! درسام یه نمه سختن ولی کلا باحاله ! خوابگاه هم خوب دارن تحویلمون میگیرن فقط هنوز اینترنت نداریم! منم حدود یک ماهی میشه خودمو پشت کامپیوتر ندیده بودم! در هر صورت دعامون کنید!

الان با اینترنت دانشگاه وصل شدم!

عید فطر هم که یک هفته ی کامل تعطیله ! نمی دونم چیکار کنم تو خوابگاه!

 

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 12:16 توسط آریستا| |

سلام

خیلی دلم برای بلاگفا تنگ شده بود! حدودا دو هفته میشه که نیومدم!

راستش یکشنبه از دوبی برگشتم و همون شب ساعت ۲ خونه ی خودمون بودیم! پدرمون دراومد همی! نه می ذارن بخوابیم نه اینکه ۲ ساعت آرامش داشته باشیم! یا خونه ی این و اون دعوتیم یا مهمون داریم! در هرصورت من غلط بکنم دفه ی دیگه ی این دور و برا ظاهر شم! امشب هم عروسی دعوت بودیم ! چندان جالب نبود خوشم نیومد! خاله ی مامانم رو بعد از حدود ۲ سال دیدم !

بعد از همون وقتی که رسیدم نظرات جورواجور اطرافیان!

هار شدی ! مثل اینکه آب و هوای اونجا ساخته بهت خوشگل شدی! لاغر شدی ! سیاه شدی مثل عربها! بلند شدی !وووووووووووووووووو

هرکی از راه رسید یه نظری داد و رفت! در هر صورت من به خودم یاد دادم که برای حرفهای بی ارزش بعضیا تره هم خورد نکنم!

 نمی دونم مشکل از منه یا از مردم که اینقدر تو کار آدم دخالت می کنن! در هر صورت می خوام برای این هفته بلیط برگشت بگیرم! دیگه دخالت ها و فضولی های بیجای مردم رو نمی تونم تحمل کنم!

 

پی نوشت ۱: مهم نیست مردم چی دربارم می گن یا فکر می کنن! مهم اینه که خودم وجدانم راحته که این مدت سرم فقط گرم درس بوده و اینکه بابام از اینکه این همه به من اعتماد کرده و پولشو به من داده پشیمون نشه!

بای

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 0:26 توسط آریستا| |


Design By : Night Skin